در این مقاله قصد داریم با سازمان آشنا شویم تا دریابیم سازمان به مثابه یک پیکر چه ویژگیهایی دارد؟
بگذارید اینگونه شروع کنیم: نوع سازمان ما پویا است یا تدافعی؟
مجموعه کسب و کار خو درا به مثابه به یک سازمان ببینید. اگراین چنین نگریستید حتما به شکل یک سازمان عمل خواهید کرد. با خود بیاندیشید:
- چه نوع مجموعهای خواهید داشت یا آنکه دوست دارید چه مجموعهای داشته باشید؟
- آیا زیادی محافظ کارهستید و به دنبال حفظ و نگه داشت هر آنچه که دارید میباشید؟
- از تغییر کردن نگرانید و به شدت بر اوضاع کنونی مجموعه خود کنترل دارید و متمرکز هستید؟
- از فروش خود راضی هستید؟
- آیا بدنبال فروش بهتر مجموعه خود هستید؟
- قصد دارید منطقه جغرافیایی کسب و کار خود را حفظ کنید و از قلمرو خود بیرون نروید؟
- از سهم بازار خود راضی هستید؟
- در برابر رقبا به شدت ایستادگی میکنید؟
- به دنبال نفوذ خود دربازار جدید نیستید تا سهم بیشتری از آن را نصیب خود کنید؟
- یا اینکه آیا به دنبال یافتن و بهره جستن از فرصتهای جدید سرمایه گذاری جدید هستید؟
- به دنبال نوآوری و موقعیت جغرافیایی جدید هستید تا دامنه بازار کسب و کار خود را وسعت ببخشیدید؟
- به دنبال فرصتهای بالقوه هستید؟
- از تکنولوژی جدید استقبال میکنید؟
- کنترل خود را بر محیط کار و نیروهای انسانی خود از متمرکز به غیر متمرکز را تغییر دادهاید؟
- مجموعه خود را پویا میبینید که دارای ساختاری منعطف است؟
اگر مجموعه شما و نگرش شما به حالت اول نزدیکتر باشد شما دارای یک سازمان تدافعی هستید و اگر خود را به حالت دوم نزدیکتر میبینید، سازمان شما یک سازمانی آیندهنگر است!

نکته مهم
برای اینکه بتوانیم کسب و کار خود را به عنوان یک سازمان زنده و پویا نگه داریم و بهره وری آن را افزایش بدهیم مجبوریم خود را با محیط تطبیق دهیم. درنتیجه باید:
- مکانیزیم تجزیه و تحلیل بازار را در پیش بگیریم
- تحلیلهای اقتصادی در باز کسب و کار خود را افزایش بدهیم
- دادههای صحیح و موثق را از محیط دریافت کنیم
- تغییراتی مناسب در شکل سازمانی خود به وجود بیاوریم
- چیدمان ساختاری سازمان همسو با تکنولوژی و فناوریهای موجود به روز باشد
شاید مجبور باشیم ساختار مجموعه خود را ماشینیتر کنیم یا همسو با انجمنهای حامی محیط زیست به سمت مصرف کمتر و بهینه انرژی باشیم و در حفظ محیط زیست، استفاده از ابزارهای بازیافتی و غیره سهم بسزایی داشته باشیم.
منظور از محیط چیست؟
منظور مان ازمحیط، محیط عمومی واختصاصی است. از عوامل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، حقوقی، وضعیت زیست بومی و فرهنگی گرفته تا محیط منحصر به فرد خودمان.
محیط اختصاصی و منحصر به فرد مجموعه شما، شامل مشتریان، رقبا، نهادهای قانون گذار دولتی، اتحادیه اصناف و غیره است.
محیط به عنوان مجموعهای متشکل از نیروها و موسساتی تعریف شده است که عملکرد سازمان ما را تحت تاثیر خود قرار میدهند ولی سازمان به آنها کنترل کمی دارد.
از این رو توجه ما بیشتر و ناخودآگاه به سمت محیط خصوصی معطوف میشود که تناسب و ارتباط بیشتری با سازمان دارد و مدیریت آن با کنترل و نظارت اطمینان بخش صورت می گیرد.
مدیران میتوانند از میان راه کارهای سازگار باقلمرو (محیط) انتخابی خود، راه کار دلخواه خود را انتخاب کنند و یا برای ورود به قلمرویی دیگر راه کارهای جدیدی را برگزینند.
حواسمان باشد قلمرویی که انتخاب میکنیم، فعالیتهایی که سازمان وارد آن خواهد شد را تعیین میکند. بر اساس این نوع از فعالیتها فناوری متناسب برگزیده میشود. درنوع خدمات به مشتری باید از فناوری روز بهره ببرید!
مدیران گهگاهی قدرت تغییرمحیط را دارا بوده و میتوانند محیط خود را کنترل کنند. برای مثال با ایجاد خدمات جدید محیطهای رقابتی خود را کنترل نمایند یا برای محدود کردن شدت تهدیدات رقبا به روابط غیررسمی متوسل شوند و شبکه روابط کاری را گسترش دهند و اصطلاحاً شبکه سازی کنند.
اقدامات دیگری که میتواند در این زمینه انجام دهند شامل موارد زیر است:
- ادغام
- سرمایه گذاری مشترک
- تاثیر گذاری بر قوانین و مقررات دولتی از طریق نفوذ در دستگاه حاکمه در اتاق اصناف(اتحادیه)
اینجاست که به اهمیت تصمیم گیری به موقع و استراتژیک پی میبریم اما تصمیم گیری به چه شیوهای و چگونه؟
چه نوع تصمیم گیری میتواند کارساز باشد؟
در قسمت دوم این مقاله به بررسی تصمیم گیری عقلایی و خودگرایی بر اساس تفکر عقلانی خواهیم پرداخت. به سایر مقالات مفید در این زمینه نیز میتوانید در قسمت مقالات دسترسی پیدا کنید.
منبع : کتاب تئوری های سازمان استیفن رابینز، مترجمان سید مهدی الوانی و حسن دانایی فرد