در قسمت اول مقاله سازمان چیست به بررسی موارد اولیه از سازمان و محیط آن پرداختیم. در قسمت دوم این مقاله به بررسی انواع فکر و تغییرات مورد توجه سازمان خواهیم پرداخت پس با آکادمی علم و مسکن همراه باشید.
تصمیم گیری عقلایی و خودگرایی بر اساس تفکر عقلانی
تصمیم گیری عقلایی یعنی تفکر باید قبل از عمل صورت گرفته و آن عمل باید هدفی را محقق سازد. با این ترتیب هدف کلی باید در قالب مجموعهای از اهداف جزئی مرتبط با هم باشند.
پس تفکر سنتی را باید کنار نهاد تا تصمیم گیری بر مبنای ارزشهای سازمان باشد نه ارزشهای شخصی.
تصمیم گیرندگان نهایی باید به ائتلافی از اهداف با منافع مشترک برسند و مبنای تصمیم گیری عقلایی خود را بر رسیدن به منابع و ارزشهای مشترک سازمانی که به آن به توافق و اتفاق نظر رسیدهاند، قرار دهند.
تفکر غیر عقلایی بر مبنای تفکر فردی است هر چند این تفکر فردی عقلایی باشد.
تفکر غیرعقلایی سیستمی و کل نگر نیست! تفکری است که معیارهای محدودی را تشخیص میدهد و به راه کارهای محدودی میرسد. در این نوع تفکر، تصمیم گیرنده در اولویت دهی به راه کارها و انتخاب آن منابع شخصی را دخیل خواهد کرد. در تفکر غیرعقلایی تصمیم گیرنده، ارزشهای رقابتی و اهداف سازمانی را مد نظرقرار نمیدهد درصورتی که عقلایی بودن و داشتن تصمیم گیری عقلایی یک رفتار هدفگراست که تصمیم گیرنده بهره وری کلی سازمان را در نظر میگیرد.

چگونه سازمان خود را تغییر دهیم؟
- تغییرات میتوانند معطوف به ساختار مجموعه ما باشند یا افراد و کارکنان مجموعه.
- تغییرات میتواند اتفاق رخ دهند یا به صورت برنامه ریزی شده حادث شوند.
دراینجا منظور ما از تغییر، تغییر برنامه ریزی شده است، یعنی تغییری هدفمند در راستای بقاء و تداوم فعالیتهای سازمان چرا که ما نوع سازمان خود را پویا انتخاب نمودهایم و نه تدافعی!
سازمان تدافعی نیاز به تغییر برنامه ریزی شده ندارد و فقط خود را برای رویارویی با تغییرات اتفاقی آماده میکند.
این نوع مجموعه برای مدیریت اتفاقات آماده است و به دنبال تغییرات طراحی شده و فکر شده نیست.
مجموعهی پویا با یک سیستمِ باز برای اینکه از رقبای خود باز نماند یا پیشتر باشد و برای جلوگیری از افول مسلم در مقابل بهره وری و اثر بخشی خود واکنش نشان میدهد و به دنبال تغیرات جدید است. این نوع سازمان همواره خود را منطبق با محیط میسازد. از آنجایی که محیط همیشه ثابت نیست در نتیجه باید ساز و کارهای داخلی خود را متناسب با محیط بیرون توسعه دهد. تلاش ما در جهت انجام تغییرات برنامه ریزی شده همان چیزی است که آن را مدیریت تغییر سازمانی مینامند.
چه عوامل دیگری باعث میشود ما به فکر تغییر باشیم؟ عوامل محیطی دیگر کداماند؟
عواملی که تغییر سازمان را موجب میشوند بسیارند.
گاهی:
-
شما مدیریت فرصتی را تشخیص میدهید که خواهان سرمایه گذاری جدید در آن هستید.
-
پیش بینی یا واکنش به یک مسئله باعث میشود که به تغییر فکر کنید.
-
اهداف یا رسالت سازمان شما تغییر میکند که به دنبال آن باید تغییراتی را ایجاد کنید.
-
فناوری جدیدی را وارد مجموعه خود کردهاید . گاهی با کمبود نیروی کار مواجه هستید.
-
مقررات دولتی شما تغییر کرده است،
-
دستخوش شرایط اقتصادی یا سیاسی جامعه هستید.
-
اتحادیه صنف شما قوانینی راحذف یا اضافه کرده است.
-
قصد دارید با یک موسسه دیگر ادغام شوید یا به دنبال خرید یک موسسه هستید.
-
تغییرات شدید و سریع قیمتی پیش میآید.
-
رقبای شما اقداماتی انجام دادهاند که باید نسبت به آن اقدامات واکنشهایی داشته باشید.
-
رویه کارکنانتان دستخوش تغییراتی شده است.
-
دچار افزایش ترک خدمت کارکنان خود شدهاید.
همان طور که در بالا اشاره کردیم، تغییر میتواند در سطح ساختار و شکل مجموعه باشد و یا درسطح فردی افراد مجموعه.
تغییر ساختاری بر هدف مجموعه متمرکز است. در تغییرساختاری ما به دنبال هدف از تغییر هستیم و روی تغییرالگوها و فنون تاثیر گذار بر ساختار مجموعه خود (سازمان) متمرکز هستیم.
در تغییر ساختاری به دنبال آن هستیم که:
- چگونه تفویض اختیار کنیم؟
- دسترسی بهتری به دادهها و اطلاعات لازم درحوزه کسب و کار خود داشته باشیم؟
- پاداشها را چگونه تخصیص دهیم؟
- فناوری مجموعه خود را چگونه بهبود ببخشیم و بروز کنیم؟
ما در مرحله تغییر میخواهیم از انجماد در بیاییم و پوسته پوسیده خود را عوض کنیم.
به یاد داشته باشیم، تغییردرسطح فردی عمدتا با آموزش حاصل میشود؛ قصد داریم در رفتار کارکنان خود تغییراتی ایجاد کنیم تا مجموعهای یک دستتر وهمسوتر داشته باشیم و سریعتر به اهداف سازمانی خود برسیم.
در مقالات، بخشهای بعدی و در دورههای جامع آکادمی به اینکه چگونه تغییر کنیم و برای تغییر چه اقداماتی را باید انجام دهیم خواهیم پرداخت. همراه آکادمی باشید!
منبع : کتاب تئوری های سازمان استیفن رابینز، مترجمان سید مهدی الوانی و حسن دانایی فرد