در این مقاله قصد داریم به موضوع حل مسئله بپردازیم و گریزی خواهیم داشت به کتاب حل مسئله تالیف دکترحسین زارع. مسئله چه زمانی پیش میآید؟ این مقاله را میتوانید در مجله آکادمی علم و مسکن بخوانید!
تفکر
تفکر یک جریان یا فرآیند است که در نتیجه آن اطلاعات به صورت جدید پردازش میشوند، که حاصل این پردازش بروز صورتهای مختلف تفکر میباشد. این صورتها عبارتاند از:
- حل مسئله
- تصمیم گیری
- قضاوت
- استدلال استقرایی
حل کردن مسئله
مسئله چیست و چه زمانی پیش میآید؟
مسئله زمانی پیش میآید که بخواهیم به هدفی برسیم ولی درحال حاضر رسیدن به این هدف امکان پذیر نیست. بسیاری از افراد حل مساله را عالی ترین نمونهی اندیشیدن یا تفکر به شماره میآورند. در حل مسئه میکوشیم به هدفی برسیم ولی وسیلهی حاضر و آمادهایی برای این کار دراختیار نداریم، بنابراین باید هدف را به پاره هدفها خرد کرده و آنها را نیز به هدفهای جزیی تر تقسیم کنیم تا سرانجام به سطحی برسیم که ابراز دستیابی مهیا گردد.
بنابراین حل مسائل پیدا کردن راه مناسب رسیدن به هدف میباشد که فعلا غیر قابل دسترسی است.
یکی از نظریههای مهم راجع به حل مسئله نظریه نیوئل و سایمون است. در این نظریه بر فهم افراد از مسئله تاکید میشود. درکی که فرد از مسئله خاص دارد بازنمایی مسئله یا ” فضای مسئله “ نامیده میشود.
فضای مسئله حالت هدف و میسرهای بالقوه موجود بین مسئله مورد هدف است. معمولا فردی که با یک مسئله برخورد میکند، ابتدا در حافظه خود به جستجوی مفاهیم یا طرحوارههای مربوط به آن مسئله میپردازد و دوم استفاده از دانش خود برای فهم مسئله است درنتیجه به جستجوی حافظه خویش میپردازد.
5 جزء خاص فضای مسئله:
- مجموعهای از عناصر که بازنمایی کلی از یک تکه دانش درباره تکلیف مسئله را دارند.
- مجموعهای از عوامل و روشهای استفاده از مجموعه دانش قدیم به منظور تولید دانش جدید.
- دانش اولیه درباره مسئله: کل دانشی که درباره مسئله داریم.
- خود مسئله: مجموعهای از حالتهای نهایی و هدفهای مطلوب که شاید بتوان به آن رسید.
- دانش موجود بعلاوه دانشی که به دست میآید و یا مورد ارزیابی بدهد.
انواع مسئله
- مسائلی که خوب تعریف شدهاند.
- مسائلی که بد تعریف شدهاند.
- مسائلی که یک راه حل قاطع وروشن برای آنها دردسترس است.
- مسئلی که نمیدانیم چگونه حل شان کنیم.
- بیشتر دانش معمولی، متشکل از راه حل یک مسائل خوب تعریف شده است.
- لازم است تعریف بیشتری از آن داشته باشیم.
مراحل حل کردن مسائل
1- یافتن مسائل و چارچوب بندی آنها
2- تدوین راهبردهای خوب حل مسئله
3- ارزیابی راه حلها
4- بازنگری و تعریف مجدد مسائل و راه حلها به مرور زمان
1- یافتن مسئله: قبل از حل کردن مسئله لازم است که ابتدا آن را پیدا کنیم. شناسایی مسئله نخستین گام حل مسئله است.
بسیاری از مردم از یافتن مسئله دلسرد هستند.
یافتن چارچوب بندی مسائل غالبا مستلزم طرح خلاقانه سئوال است.
مثال: ازاین بانک به آن بانک شدن. آیا راه حلی وجود دارد که همه به هم متصل شوند؟
تدوین راهبردهای خوب حل کردن مسئله:
2- بعد از اینکه مسئله را یافتیم و تعریف دقیقی از آن داشتیم، باید برای راه حل آن راهبردهای نوین را تدوین کنیم.
برخی از این راهبردها عبارتند از: تعیین اهداف فرعی الگوریتم ها وروش اکتشافی.
تعیین اهداف فرعی شامل تعیین اهداف میانی یا تعریف مسائل میانجی است.
در تعین اهداف فرعی معمولا از آخر به اول حرکت میکنیم! دراین حالت ابتدا هدفی را که پیش از همه به هدف نهایی نزدیک است مشخص میکنیم و این کار را آنقدر ادامه میدهیم تا به هدفی که پیش از همه به شروع حل مسئله نزدیک است برسیم.
الگوریتمها یعنی تمامی فرمولها، دستورالعملها یا آزمون تمام راه حلهای ممکن. برای مثال مسئله درآشپزی(دستورپخث) و در رانندگی(علائم راهنمایی یا رانندگی)

راهبرد دیگر روشهای اکتشافی:
روشهای اکتشافی راهنماییهایی هستند که راه حل را نشان میدهند ولی آن را تضمین نمیکنند. مانند جدول متقاطع که بسیاری از مسائل باروشهای اکتشافی، بهتر حل میشوند. این روشها به ما کمک میکنند دامنه راه حلهای ممکن را آنقدر کم کنیم تا به راه حل اصلی برسیم.
3- ارزیابی همان آزمودن راه حل هاست. واقعا نمیدانیم راه حل ارائه شده درست و کارآمد است یا نه!
4- بازنگری و تعریف مجدد راه حلها به مرور زمان. کسانی که در حل کردن مسائل ماهرند بیش از دیگران برای اصلاح عملکردهای سابقشان و انجام کارهای بدیع و نو انگیزه دارند.
موانع حل مسائل
مهمترین موانع حل کردن مسائل را اینگونه میتوان تعریف کرد:
- تثبیت شدن
- انگیزه کافی نداشتن
- عدم کنترل هیجانات
تثبیت شدن:
گاهی ما به این دلیل قادر به حل مسائل نیستیم که نمیتوانیم از نگاه دیگری به آن مسائل بنگریم. بنابرین تثبیت یعنی استفاده از راهبرد قبلی و نگاه نکردن به مسئله از دید جدید و تازه.
باید به راه حلهای احتمالی دیگر هم اندیشید(تا قوی سیاه را پیدا کرد!).
مثال: چه کار کنیم تا باد در اتاق را باز نکند؟ و همان لحظه به کربرد جدیدی از گلدان میرسیم!
نوع دیگر تثبیت امایه ذهنی یا Mentalset است یعنی استفاده از شیوههای قبلی برای حل مسئله مانند کتک زدن بچهها برای انجام تکالیف که نیازمند تغیر نگرش است که مدتها طول می کشد.
عوامل انگیزشی:
داشتن انگیزه درونی برای حل کردن مسئله و صبر و پشتکار در یافتن راه حل خیلی مهم است چون برخی از آدمها به راحتی تسلیم میشوند و در رسیدن به پاسخ و راه حل مناسب مسئلهشان آن شکیبایی لازم را ندارند!
عدم کنترل هیجانات:
هیجانات میتواند هم حل مسئله را تسهیل کند و هم جلوی حل آنها را بگیرد. حلالهای خوب مسئله معمولا علاوه بر داشتن انگیزههای فراوان، هیجاناتشان را نیز کنترل میکنند و روی حل کردن مسئله متمرکز میشوند.
تفاوت متخصصان و مبتدیان در حل مسئله
متخصصان، دانش فراگیر و بسیار سازمان یافتهای درمورد رشتههایشان دارند که میتوانند به کمک آن بدون تلاش خسته کننده، مسئله را در حافظهشان حل کنند.
متخصصان بهتر از مبتدیان دانش و اطلاعات حوزه تخصصیشان رابه یاد میآورند.
استفاده از راهبردهای موثرتر پیش از حل مسائل متخصصین راهبردهای موثر حل آن را دارند و در سازماندهی مجدد یا اصلاح راهبردهایشان در جریان حل مسئله انعطاف بیشتری به خرج میدهند.
متخصصان از تمرینهای حساب شده برخوردارند و متخصص شدن مستلزم سالها تمرین و تجربه است.