10 بازی جذاب برای تقویت هوش هیجانی و مهارتهای مدیریت احساسات
آیا میدانستید که هوش هیجانی (EQ) به اندازه ضریب هوشی (IQ) در موفقیت افراد تأثیرگذار است؟ افرادی که هم باهوش و نخبه هستند و هم از هوش هیجانی بالایی برخوردارند، عملکرد بهتری در زندگی شخصی و حرفهای خود دارند. خبر خوب این است که برخلاف IQ که تا حد زیادی ثابت است، میتوان هوش احساسی را با تمرین پرورش داد.
در این مقاله، 10 بازی سرگرمکننده و مؤثر را برای تقویت مهارتهای مدیریت احساسات و افزایش EQ به شما معرفی میکنیم. با انجام منظم این بازیها، میتوانید توانایی درک و کنترل هیجانات خود و دیگران را بهطور چشمگیری بهبود ببخشید. پس اگر میخواهید روابط بهتر، تصمیمگیری هوشمندانهتر و سلامت روان بالاتری داشته باشید، با آکادمی علم و مسکن همراه باشید!

بازی اول: شکارچی احساسات هوش هیجانی
هدف این بازی، تقویت مهارت شناسایی و نامگذاری احساسات است. برای شروع، تصاویری از چهره افراد با حالات هیجانی مختلف را در اتاق پنهان کنید. سپس شرکتکنندگان را به دو گروه تقسیم کنید. هر گروه باید در زمان مشخص، تصاویر بیشتری پیدا کند و احساس نشان داده شده را با دقت نامگذاری کند.
برای امتیاز بیشتر، از افراد بخواهید نه تنها احساس اصلی، بلکه شدت آن را هم حدس بزنند. مثلاً به جای “خوشحال”، بگویند “هیجانزده” یا “سرمست”. در پایان بازی، هر کارت احساسی یک امتیاز دارد و گروهی که امتیاز بیشتری کسب کند برنده است.
این بازی با تقویت دقت در خواندن حالات چهره و بدن دیگران و گسترش دایره لغات هیجانی، زمینه را برای ارتباطات مؤثرتر فراهم میکند.
بازی دوم: کارآگاه احساسی
این بازی گروهی، مهارت همدلی و توانایی درک دیدگاه دیگران را پرورش میدهد. ابتدا موقعیتی را شرح دهید که افراد درگیر آن، احساسات متفاوتی را تجربه میکنند. مثلاً شرایطی که منجر به یک تعارض در محل کار شده است.
سپس از هر گروه بخواهید با بحث و تبادل نظر، احساسات و نیازهای نهفته هر یک از طرفهای ماجرا را حدس بزنند و در قالب یک گزارش ارائه دهند. گروهی که بتواند همدلی بیشتری نشان دهد و راهحل خلاقانهتری برای برطرف کردن مشکل پیدا کند، برنده است.
بازی سوم: چرخهای هیجانی و EQ
برای انجام این بازی، دو چرخه احساسات با هشت پره طراحی کنید. روی هر پره یکی از هیجانات اصلی مانند غم، شادی، ترس، خشم، تعجب و نفرت نوشته شود. سپس هر شرکتکننده دو بار چرخ را میچرخاند.
حالا هر فرد باید داستانی تعریف کند که هر دو احساس انتخاب شده را در برگیرد و بگوید در آن موقعیت فرضی چطور احساسات متضاد را مدیریت میکند. هدف این است که فرد احساسات را به رسمیت بشناسد، بپذیرد و بدون سرکوب یا اجتناب، برای آنها راهحل پیدا کند.
با تکرار این بازی هیجانانگیز، انعطافپذیری و خلاقیت در مواجهه با موقعیتهای پیچیده که احساسات چندگانه برمیانگیزد بهبود مییابد.

بازی چهارم: ایفای نقش احساسی
در این بازی مهارت مدیریت احساسات خود را تقویت کنید. ابتدا موقعیتهای چالشبرانگیزی را در محیط کار یا خانواده در نظر بگیرید که مثلاً فرد را عصبانی، مضطرب یا ناامید میکند. سپس از شرکتکنندگان بخواهید به نوبت هر سناریو را اجرا کنند.
اما به جای واکنش خودکار به شرایط، از آنها بخواهید ابتدا احساس خود را نام ببرند، علت آن را بررسی کنند و با تکنیکهای تنظیم هیجان مانند تنفس عمیق، مکث و تغییر دیدگاه، پاسخ متعادلتری بدهند. در پایان هر اجرا، سایر افراد بازخورد میدهند و راهکارهای دیگری پیشنهاد میکنند.
این بازی مهارت خودآگاهی و کنترل احساسات را تمرین میدهد که موجب واکنش هوشمندانهتر در دنیای واقعی میشود.
بازی پنجم: مسابقه حافظه احساسی
حافظه احساسی ما نقش مهمی در پردازش هیجانات و تصمیمگیریها دارد. در این بازی هدف آن است که با تقویت حافظه هیجانی، الگوهای ذهنی را بهبود ببخشید. برای شروع، جفت کارتهای حاوی تصاویر چهرههای احساسی را روی میز پخش کنید.
شرکتکنندگان باید با حداقل حرکت و در کمترین زمان، جفتهای مشابه را پیدا کنند. اما به آنها بگویید که فقط تصاویر چهرههایی را انتخاب کنند که حس مثبت القا میکنند. به این ترتیب، آنها باید به دقت روی احساس خود از هر تصویر تمرکز کنند. برای درجه سختی بیشتر، از افراد بخواهید بعد از پایان بازی، داستان کوتاهی درباره هر حس مثبت بازگو کنند.
بازی ششم: کارت بازی گفتوگوی احساسی
گاهی صحبت درباره احساسات دشوار میشود. بازی “کارتهای گفتوگوی احساسی” ابزاری عالی برای تسهیل ابراز وجود به شیوهای امن و راحت است. روی هر کارت یک جمله ناتمام مانند موارد زیر را بنویسید:
- “وقتی عصبانی هستم دوست دارم…”
- “چیزی که بیشتر به من انگیزه میدهد…”
- “بزرگترین ترس من این است که…”
به ترتیب کارتها را بردارید و جملهها را تکمیل کنید. این کار به شما کمک میکند احساسات خود را بهتر بشناسید و به دیگران هم اجازه میدهد شما را عمیقتر درک کنند. وقتی اعضای تیم با هم همدلی بیشتری میکنند، فضایی امنتر و حمایتیتر برای همه به وجود میآید.
بازی هفتم: پانتومیم احساسی
این نسخه هیجانی یک بازی قدیمی، راهی خلاقانه برای صحبت درباره احساسات بدون کلمات است. هر شرکتکننده یک کارت حاوی یک حس را انتخاب میکند بدون آنکه به دیگران نشان دهد. سپس سعی میکند با حرکات بدن و حالات چهره آن عاطفه را نمایش دهد.
سایر بازیکنان باید حدس بزنند چه حسی است و دلایل احتمالی آن را بیان کنند. مثلا “به نظر میآید از دست کسی ناراحت یا عصبانی شدی، شاید به خاطر اینکه بهت دروغ گفته.” در پایان نوبت، هر فرد داستان پشت پانتومیم خود را شرح میدهد. گروهی که بیشترین حدس درست را داشته باشد برنده است.
بازی هشتم: راوی احساسی
این بازی فردی یا گروهی مهارتهای ابراز وجود و مدیریت احساسات را از طریق قصهگویی پرورش میدهد. در مدت زمان تعیین شده (مثلا 10 دقیقه) یک داستان کوتاه بنویسید که حول یک حس خاص باشد.
اما به جای اینکه مستقیم نام حس را در داستان بیاورید، تلاش کنید با جزئیات حسی غنی و تصاویر نمادین آن را به مخاطب القا کنید. برای نمونه به جای گفتن “غمگین بودم”، میتوانید بنویسید: “انگار ابرهای تیره و سنگین روی قلبم سایه انداخته بودند.”
بعد از پایان وقت، داستانها را برای هم بخوانید و بازخورد بدهید. این تمرین خلاق، دامنه واژگان احساسی را افزایش میدهد و کمک میکند با زبان غیرمستقیم، حسهای پیچیده را بهگونهای مؤثرتر بیان کنید.

بازی نهم: طراح هیجان و EQ
EQ بالا تنها به معنی کنترل احساسات نیست، بلکه شامل توانایی خودانگیزی، تابآوری و حفظ خوشبینی هم میشود. در بازی “طراح هیجان”، تمرین میکنید که حتی رویدادهای به ظاهر منفی را به فرصتهای یادگیری و رشد تبدیل کنید.
یک تجربه دشوار اخیر را در نظر بگیرید. سپس نقشه ذهنی ترسیم کنید که چطور میتوانستید در آن شرایط، دیدگاه و احساس متفاوتی داشته باشید. مثلاً پس از یک شکست کاری، به جای ناامیدی میتوانستید بر درسهای آموخته شده و فرصتهای جدید تمرکز کنید یا به جای خشم به دلیل انتقاد یک همکار، کنجکاو میشدید که دیدگاه او چه چیز ارزشمندی به شما میآموزد.
بازی دهم: دفتر شکرگزاری
شکرگزاری یکی از مؤثرترین راهها برای افزایش حس رضایت و شادکامی پایدار است. در این بازی انفرادی، دفتری برای یادداشت روزانه نعمتهای زندگی اختصاص دهید. حتی در سختترین روزها میتوان دلایلی برای قدردانی یافت. از موارد کوچک و ساده شروع کنید.
هر شب قبل از خواب، حداقل 5 مورد را که بابت آنها سپاسگزار بودید بنویسید. همچنین توضیح دهید که هر کدام چه احساسی در شما ایجاد کردند. مرور مرتب این دفتر، ذهن را به تمرکز بر نکات مثبت عادت میدهد و به مرور احساس شادی، آرامش و رضایت عمیقتری به شما دست میدهد.
در نهایت
پرورش هوش هیجانی مهارتی مادام العمر است که به زندگی معنا و غنا میبخشد. با تمرین منظم این بازیهای آگاهیبخش، شما هم میتوانید مهارتهای مدیریت احساسات و هوش احساسی خود را تقویت کنید.
با تقویت عضلات هوش هیجانی، نه تنها EQ بلکه کیفیت روابط، تصمیمگیریها و سلامت روان خود را نیز بهبود خواهید بخشید. این سرمایهگذاری ارزشمند، شما را به فردی توانمندتر در مدیریت زندگی شخصی و کاری تبدیل میکند.